ضرب المثل های انگلیسی(قسمت 2)

نویسنده: فست مترجم آموزش لغت دیدگاه: 0 مشاهده: 296 بار

 

 

1. زیره به کرمان بردن

To carry coals to Newcastle

2.همرنگ جماعت شدن  

To go with the stream

3. کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی

Physician, heal thyself

4. کوزه گر از کوزه شکسته اب می خورد

The shoemaker's wife goes the worst shod

5. کاچی به از هیچی

Half a loaf is better than no bread

6. باداورده را باد می برد

Light come, light go

7. یک تخته اش کم است

He is a button short

8. نابرده رنج گنج میسر نمی شود

nothing ventured, nothing gained

9. کبوتر با کبوتر، باز با باز  

Birds of a feather flock together

10. شاهنامه اخرش خوش است

All is well that ends well